Teaser
⌝ تصور دوست داشتنت حتی قبل از بوسیدنت برام مثل یه بهشت میمونه... تو چراغ راه من تو شب های سرد و تاریک نیویورکی جیسونگ! درست مثل افسانه هیرو و لئاندرو؛ هیرو یکی از چندین کشیش جوان آفرودیت بوده و شب به شب تو صورت فلکی برای رسیدن به برجش شنا میکرده و لئاندرو با چیدن ستاره ها راهش رو روشن میکرده...یه شب طوفان سهمگینی میاد و تک تک ستاره ها پخش و پلا میشن، هیرو تو صورت فلکی گم میشه ...پایان اون دو نفر غمگین بوده ولی من خوش شانس بودم چون دستهای گرم و کوچیکت رو گرفتم و مسحور برق زیبای چشمهات شدم سنجاب کوچولو...
۱۴ جولای ۱۸۷۰ شبی بود که از تک تک ستاره ها و شهاب سنگ هایی که تو آسمون سیاه نیویورک جولون میدادن تو رو طلب کردم... ⌞
✦ › #Minsung
✦ › #Sooin
Bạn đang đọc truyện trên: Truyen247.Pro